تولد زرتشت، پیامبر ایرانی و بنیانگذار آیین زرتشتی، در اساطیر ایران جایگاهی ویژه دارد و با روایتهایی شگفتانگیز همراه است. این روایتها، از فره ایزدی و شادی جهان طبیعت تا رویارویی با دیوان و آغاز رسالت، تصویری اسطورهای از یکی از کهنترین پیامبران جهان ارائه میدهد.
به گزارش سرویس فرهنگی دلیل، زرتشت یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ و اساطیر ایران باستان به شمار میرود؛ شخصیتی که نام او نهتنها در فلات ایران، بلکه در تمدنهای گوناگون جهان شناخته شده است. در روایتهای اسطورهای، تولد زرتشت در سه هزار سال پایانی عمر جهان رخ میدهد؛ دورهای که از نظر کیهانی و دینی اهمیتی ویژه دارد و به همین دلیل، زایش او فراتر از یک تولد عادی تلقی میشود.
بر پایه اساطیر ایرانی، نطفه زرتشت از «فره ایزدی» جدا میشود و پس از گذر از آسمانها و زمین، سبب لقاح دختری پانزدهساله میشود؛ سنی که در اسطورهها، سن آرمانی و کامل بهشمار میآید. این فره ایزدی دختر را سرشار از نور میکند؛ نوری که سوءظن پدر دختر را برمیانگیزد و او میپندارد که دیوان در این ماجرا دخالت داشتهاند. در ادامه روایت آمده است که فرشتگان، زرتشت را از طریق گیاه مقدس «هوم» به مادرش منتقل میکنند و تن او با هوم و شیر درهم میآمیزد.
اسطورهها میگویند هنگام تولد زرتشت، همه گیاهان، آبها و عناصر هستی شادمان شدند. در عین حال، دیوان که از ظهور او بیمناک بودند، بارها کوشیدند تا والدینش را بفریبند یا به او آسیب برسانند. زرتشت بهمحض تولد لبخند زد و خانهای که در آن زاده شد، سرشار از نور شد. در باورهای زرتشتی، او از آغاز تولد توانایی گفتوگو با اهورامزدا را داشت و از همان کودکی از ماموریت خود آگاه بود.
دوران کودکی و جوانی زرتشت با خطرها و توطئههای فراوان همراه بود، اما بنا بر روایتها، همگی با یاری ایزدان ناکام ماند. زرتشت پس از سالهایی خلوتگزینی، در سیسالگی به نخستین تجربه کشف و شهود دست یافت. گفته میشود هنگام رفتن به کنار رودخانه برای تهیه آب پاک جهت فشردن گیاه هوم، موجودی مینویی بر او ظاهر شد و وی را به نزد امشاسپندان برد؛ جایی که آموزههای دینی را فراگرفت.
در ادامه مسیر، زرتشت به تبلیغ آیین خود پرداخت، هرچند در آغاز با مخالفت و بیمهری مردم روبهرو شد. یکی از مهمترین نقاط عطف رسالت او، حضور در دربار گشتاسب بود. پس از مناظرههای طولانی با جادوگران دربار و حتی زندانی شدن، زرتشت با درمان اسب محبوب شاه و تعیین چهار شرط، سرانجام گشتاسب، ملکه و اسفندیار را به آیین خود درآورد؛ رویدادی که به گسترش آیین زرتشتی انجامید.